تبلیغات
کافه چهار فصل - نامه ای به سی سالگی ِ من

نیمی از خیابان های این شهر دخترک چهار فصل را به دیوانگی می شناسند


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 17 خرداد 1394-01:06 ب.ظ

نویسنده :کافه چهارفصل

نامه ای به سی سالگی ِ من

سی  سالگی عزیزم سلام

دوست داشتم اولین روز نوشت اولین وبلاگم نامه ای باشه به تو ....

خوبی ؟؟؟ خوشبختی ؟؟؟ راضی هستی از زندگیت ؟؟؟ اصلا زنده ای یا جوون مرگ شدم ؟؟؟؟

بنظر خودم که حالا حالا ها زنده ام

بهم قول بده روزی که این نامه رو خوندی بلافاصله برام یه جواب بنویسی و یه نامه ام واسه چهل سالگیمون بنویسی

کار تو یکم راحت تره ... تو منو دیدی و من نمیدونم تو چه جور ادمی شدی

هنوز خونسردی ؟؟؟

هنوز مینویسی ؟؟؟ کتابیم چاپ کردی ؟؟؟ این جا رو چی هنوز داری ؟؟؟

ببینم گریه کردن برات راحت تر شده ؟؟؟ تونستی انفجاراتو کم تر کنی ؟؟؟

ببینم نکنه شوهر کردی ؟؟؟ واییییی من همیشه یه سی سالگی مجرد و تصور میکنم شوهر نکنیا خب ؟؟؟

وای بچه مچه که نداری ؟؟؟

البته بچه خودت منظورمه ها وگرنه امیدوارم بالاخره تونسته باشی حضانت یه بچه رو بگیری

اوضاع کار و بارت چطوره ؟؟؟ سر کار میری ؟؟؟ درس و چیکار کردی

واییی دوس دارم موفق باشی ...

میدونی من و تو هیجده سالگی سر به هوایی داشتیم ... خودت حتما یادته ... چقد ادمای مختلف و اذیت کردیم من که فرصت شو نداشتم تو بهشون یه سر بزن

به همه بجز اون کمال ابرو قشنگ و اون مجید خوشگل ....بقیه همه خانومن سر زدن بهشون ایراد نداره

میگم .... از اون چه خبر ؟؟؟ بهت زنگ زده ؟؟؟ خبری ازش شده ؟؟؟ هنوز بهش فکر میکنی ؟؟؟ بهش زنگ نزنیا خب ؟؟؟

الان دوس دارم برم دیدنش ولی تو مقاومت کن ... نرو دیدنش ... بهش زنگ نزن ... فراموشش کن ... اس ام اسشو از گوشیت حذف کن ... اصلا گوشیت و عوض کن ... چه معنی داره به خاطر یه اس انقد گوشیت و نگه داری ؟؟؟ شماره اشم از یادت ببر ... باشه ؟؟؟

میدونی از اینکه انقد احساسیم ناراحتم ... تو نباش سنگ باش سخت باش این تریپ بی تفاوتی الانم و نگه دار

شوهر نکنیا ... ببین چند بار بهت گفتم ... حالا نبینم با سه تا بچه این نامه رو یادت بره

اینجا رو نگه دار بهش سر بزن ... خوبه ... خوبه که ادم بنویسه و سبک شه

خوبه که ادم با خودش حر بزنه

خوبه ادم با یه غریبه حرف بزنه

گاهی وقتا ادم دوست داره بره تو یه کافه دنج یه گوشه ته کافه یه نفر تنها رو نشون کنه  روبروش بشینه و بگه و بگه و بگه و بعد که سبک شد پاشه بره بدون اینکه قضاوت شده باشه بدون اینکه ....

اینجا کافه تنهایی ماست ... همون گوشه دنج مطمئن با ش غریبه ات میاد و میخونه ... سبک میشی ... نگهش دار بنویس

سر رسیداتم نگه ار ... همه چیزای توش کد گذاری شدن خیالت راحت

فقط من و تو میدونیم چی نوشتیم

بازم برات نامه مینویسم ... من و که میشناسی خورد خورد حرفم میاد

فعلا این نامه اول و داشته باش

امضا : بیست و چهار سالگیه خل و چلت



نظرات() 
feet pain
شنبه 18 شهریور 1396 06:47 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know
a lot about this, like you wrote the book in it or
something. I think that you can do with some pics
to drive the message home a bit, but instead of that, this is wonderful
blog. An excellent read. I will definitely be back.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:44 ق.ظ
Normally I don't learn article on blogs, but I wish to say that this write-up
very forced me to check out and do so! Your writing taste has
been surprised me. Thanks, quite nice article.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر